سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
213
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
جدّ واجب بدانيم در حالى كه مىبينيم تالى در هردو قضيّه شرطيه باطل است يعنى نه در صورت يسار حمل نفقه از مطلّق ساقط است و نه در فرض فقر بر جدّ انفاق لازم مى گردد از اينرو مقدّم كه وجوب نفقه براى حمل باشد نيز باطل است . جواب از دليل قول دوم مرحوم شارح مىفرماين : از اين دو استدلال اين طور جواب داده شده كه تالى در اين دو قضيّه شرطيّه باطل نيست و حكم همينطور مىباشد يعنى اگر حمل صاحب يسار و متمكّن از مال بوده نفقه از پدر ساقط است چنانچه اگر پدر فقير باشد بر جدّ لازم و واجب مىگردد . قوله : انّها لو كانت للولد : ضمير در [ انّها ] به [ نفقه ] راجع مىباشد . و مراد از [ ولد ] همان حمل است . قوله : لسقطت عن الاب بيساره : ضمير در [ سقطت ] به [ نفقه ] و در [ يساره ] به [ حمل ] عود مىكند . قوله : كما لو ورث اخاه لابيه : ضمير فاعلى در [ ورث ] و مجرورى در [ اخاه ] و [ ابيه ] به [ حمل ] عود مىكند . قوله : و ابوه قاتل لا يرث : ضمير در [ و ابوه ] به [ حمل ] راجع است . قوله : و لوجبت على الجدّ : ضمير در [ وجبت ] به [ نفقه ] راجع بوده و اين عبارت اشاره به دليل دوّم اين قائلين مىباشد . قوله : لكنّ التّالى فيهما باطل : ضمير در [ فيهما ] به دو دليل مذكور راجع است .